۱۳۸۸ اردیبهشت ۳, پنجشنبه

همه به جای من

این روزها همه به جای من تصمیم میگیرند شما چه طور؟
این روزها همه به جای من فکر میکنند شما چه طور ؟
این روزها همه به جای من زندگی میکنند شما چه طور ؟
این روزها یکی مرا ترشیده خطاب کرد شما چه طور ؟
این روزها دیگری به من گفت بی عرضه شما چه طور ؟
این روزها یکی دیگر به من گفت بد دهن شما چه طور ؟
این روزها نفر چهارمی مرا حسود خطاب کرد شما چه طور ؟
این روزها همه با من دعوا میکنند شما چه طور ؟
این روز ها همه از من بدشان می آید شما چه طور ؟
این روزها هیچکس حال مرا نمیفهمد شما چه طور ؟

۱۰ نظر:

وحید باقرلو گفت...

سلام
این روزها ما هم دلمان بدجوری گرفته است... جل الجالب! ببین چقدر از اطرافیانمان هم مثل ما شده اند...!
ضمنا این روزها هرکس از این حرفها به شما زد به او بفرمایید:
به تو مربوط نیست، زر زیادی نزن
این جمله را تمرین کنید که سه سوت مشکلاتتان را حل میکند. اگر هم نتوانستید به خودش بگویید، در دلتان بگویید...
(فقط در جواب کامنت ما نگویید یک وقت؟!!!)

مهدي گفت...

سلام مهسا جان
اين روزا دلم فقط يه جاي دنج و خلوت
مي خواد،‌ جايي كه هيچ آدمو و اجتماعي
و عرفي دور و برش نباشه...
فكر كنم تو هم ههمينو ميخواي.

..........................
اين روزا بيشتر تو اون يكي وبلاگم مينوسيم.اگه سر بزني خيلي خوشحالم مي كني.
taraneyebaron.persianblog.ir

سپیده گفت...

این روزها را بی خیال
ما همیشه دوستت داشتیم و داریم مهسا جان

فرزام گفت...

این روزها من همه اش دارم پستهای حالگیر می خوانم شما چطور؟

مهسا گفت...

به وحید :
من نمیخواستم بگم اما خودت خواستی .....

به مهدی :

تقریبا منم همینو میخوام

به سپیده :
شما که کلا جیگر منی

به فرزام :

تقصیر من نیست والله روزگار بده

اصلان گفت...

ما نه همینطور
بهاره بابا دم رو عشق است. هر کی هرچی خواهد گو بگو :
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
یار با ما است چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

meisam گفت...

ياد شريعتي افتادم . نامم را پدر و مادرم انتخاب کردند راهم را خودم انتخاب ميکنم.

صحبت گفت...

مهسا خانم گرامی

روزها نه& سالهاست در جغرافیای جهان سومی نه شما& که ما را نمی فهمند یعنی نمی خواهند بفهمند و...بقیه ی مطالببی که نوشته اید
اما
ما شما را می فهمیم

مریم گفت...

uuuuuuuuuuuuuuuuuf

قاطی نکن

برو گوشی رو بردار زنگ میزنن

:))

سپیده گفت...

سلا مادر
کم پیدایی؟
ما آپیده ایم هااا