۱۳۸۸ فروردین ۲۹, شنبه

مصائب مسی

من همینطوری داشتم برای خودم زندگیمو میکردم و ماستمو میخوردم که تلفن زنگ زد

مسی : علو ! بله !
ربه کا : برو برای من وقت آرایشگاه بگیر ، یه آرایشگاه خوب باشه ها ، مو ها م ُ خراب نکنه
مسی : باشه ، چشم


درینگ درینگ : علو ! بله !
آناستازیا : برو برای من پارچه بخر بده به خیاطی ، راستی مدل لباس هم پرینت بگیر
مسی : باشه ، چشم


درینگ درینگ : علو ! بله !
گرزیلا : زنگ زدی گفتی لباس عروس ُ بیاره ؟
مسی : باشه ! چشم

یک روز بعد

درینگ درینگ : علو ! بله !
ربه کا : رفتی آرایشگاه ؟
مسی : بله رفتم ، وقت گرفتم
ربه کا : ببین میگم یه وقت موهام ُ بد درست نکنه ، اگه موهای من خراب بشه تقصیر تویه !!!!
مسی : از یه جای دیگه وقت میگیرم
ربه کا : این همه ساله تو اون شهری هنوز نمیدونی کجا خوبه ؟؟ از یه جای دیگه برای من وقت بگیر
مسی : باشه ، چشم


درینگ درینگ : علو ! بله !
آناستازیا : پارچه رو بردی؟ مدل ها رو پرینت گرفتی ؟ سر راهت یه چند تا کمپوت ، شلوار ، کرفس و ....... هم بگیر
مسی : باشه ، چشم


درینگ درینگ : علو ! بله !
گرزیلا : پس این لیاس عروس چی شد ؟ اگه نمیخواد بیاره برم کرایه کنم ؟
مسی : باشه ! چشم ! میاره


درینگ درینگ : علو ! بله !
ربه کا : رفتی آرایشگاه وقت بگیری ؟
مسی : بله رفتم ، وقتش پر بود
ربه کا : از بس که تو دیر میجنبی ، تازه رفتی برای من وقت گرفتی ؟!!!! اگه موهای من خراب بشه تقصیر تویه !!!!
مسی : باشه چشم از یه جای دیگه وقت میگیرم


درینگ درینگ : علو ! بله !
آناستازیا : برو برای من یه پارچه ی دیگه بگیر ، ببر بده خیاطی
مسی : باشه ! چشم



درینگ درینگ : عاو ! بله !
گرزیلا : لباس ُ بردم اتو شویی گفت گل هاش خراب میشه !!!!
مسی : شکلت قاطی کرده


درینگ درینگ : علو ! بله !
مامان : رفتی برای من دنبال کفش بگردی؟
مسی : بله ! چشم


و این زنگ ها همچنان ادامه دارد ....

۹ نظر:

فرزام گفت...

دلم می خواست بخندم

مهسا گفت...

بخند برادر جان
تو هم به مصائب ما بخند اما اینا گریه داره به خدا

کنگاور شهر تمدن و تدین گفت...

با سلام و احترام
از اینکه یکی از بینندگان همیشگی وبلاگ شما هستم بسیار خوشحالم و امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید.

این گل[گل] تقدیم به شما و تمام بینندگان وبلاگ شما

شاد شاد شاد باشید.

به ما هم سر بزنید ، منتظرم ... ... ... ... Kangavar.tk

سپیده گفت...

راستش فکر کنم تقصیر خودته که این مصایبو برا خودت خواستی و ساختی
چاره اش یک کلمه است ....نه!

منوخودم گفت...

ایوللللل
بالاخره من تونستم اینجا نظر بذارم
خیلی چاکریم به خدا
مرسی که تولدم رو تبریک گفتی
مرسی که بهم سر میزنی
راستی e-mail زدم برات
شاد باشی

مهسا گفت...

به سپیده
شاید باید به جای مصائب مسی مینوشتم
مصائب بچه ی آخر خانواده بودن !!!

مهسا گفت...

به منو خودم
تولدت بازم مبارک
ایمیل رو میخونم جواب میدم

ناشناس گفت...

شماره تلفنت چنده؟ می خوام بهت زنگ بزنم!

مهسا گفت...

به ناشناس

من به اندازه ی کافی از این تلفن ها دارم :D