۱۳۸۷ دی ۱, یکشنبه

یلدای ما


نیت میکنم ، کتاب را باز میکنم حافظ میگوید:
خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست
به رغم مدعیـانی که منع عشق کنن
جمال چهره تو حجت موجه ماست
ببین که سیب زنخدان تو چه میگوید
هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماست
به حاجب در خلوتسرای خاص بگو
فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست
بصورت از نظر ما گرچه محجوب است
همیشه در نظر ما خاطر مرفه ماست
اگر به سالی حافظ دری زند بگشای
که سالهاست که مشتاق روی چون مه ماست
پ.ن : اندوهت مباد و شادیهایت به بلندای گیسوان یلدا ، آمدنش بر تو مبارک باد

۶ نظر:

mehdi گفت...

...
من در تمام اين شـــب يـــلدا
دست اميد خسته خود را
در دستهاي روشن او مي گذاشتم
من در تمام اين شـــب يـــلدا
ايمان آفتابي خود را
از پرتو ستاره او گرم داشتم
...
........هوشنگ ابتهاج.......

فرزام گفت...

یلدات مبارک به هر حال ... درضمن! شرط ورود به حرم ما روابط حسنه با بقیه بانوان حرمه. مخصوصا با خواهران اهل کتاب تا تشویق بشن در آغوش اسلام !! باقی بمونن. رفتار شما باید اسوه حسنه باشه عزیزم. یعنی چی آخه جز جیگر بزنن؟!!

مهسا گفت...

آقا مهدی از شعر زیباتون خیلی خیلی ممنونم
---------------
برادر فرزام شما از کی مبلغ اسلام شده اید؟؟؟؟

ناشناس گفت...

الان دو روز بعد از یلداست اما یلدات مبارک، مدتی بود وبلاگتو گم کرده بودم خوشحالم که چیداش کردم

سپیده گفت...

سلام
بازم ممنون از لطفت
یلدای شما هم با تاخیر مبارک
فال قشنگی بود

مهسا گفت...

ناشناس عزیز
خیلی ممنونم از لطفت منم خوشحالم که شما اینجا هستید
-----------------
سپیده جان یلدای تو هم مبارک