۱۳۸۷ دی ۴, چهارشنبه

360

اتفاقی دارم توی اینترنت پرسه میزنم فقط برای گذران وقت ، در همین حین و بین کنجکاو میشم که 360 یک فامیل رو دید بزنم ، از این دید زدن چیزی عایدم نمیشه
شروع میکنم به کلیک کردن های بی هدف
کلیک میکنم بر روی دوستانش ، لیست دوستان باز میشه بعد توی عکس ها یک عکس که ل* ب های دو دختر در کنار هم رو نشون میده توجهم را به خودش جلب میکنه
میرم داخل پروفایلش و...
این روند کلیک های بی هدف ادامه پیدا میکند تا اونجا که یادم نمی یاد از کجا به این صفحه رسیدم
باز هم بر روی لیست دوستان یک بنده خدایی کلیک میکنم
یکهو چشمم به یک قیافه ی آشنا میخوره
اول کمی مکث میکنم که این خودشه یا نه
دوباره دقت میکنم و با خودم میگم خدایا این دخترک با این همه رنگ توی صورتش و لباس صکثی اش همون دختر بچه ی زر زروی فلان فامیل دورمونه ؟؟؟؟؟؟
بعد که اسمش را میبینم و صفحه پروفایلش رو ، مطمئن میشم که این همون بچه ی گریه روی دیروزیست
یک فلاش بک به گذشته میزنم
تنها چیزی که یادم میاد اینه که وقتی کودک بود بارها آرزو کردم یا اون خفه شه یا من کر بشم ، که دیگه صدای زر زر هاشو نشنوم برای چندمین بار به عکسش نگاه میکنم تا مطمئن بشم خودشه؟
بی شک خودشه با این همه آرایش و این لباس صکثی
با خودم فکر میکنم من پیر شدم یا اون خیلی زود بزرگ شده ؟؟؟؟
پ.ن : کریسمس مبارک

۴ نظر:

نیلوفر گفت...

هیچ کدوم فقط زمان تند و تند گذشته ...

مهسا گفت...

نیلوفر جان اینطوری که تو میگی هم من پیر شدم هم اون بزرگ شده !!!!

mehdi گفت...

اگه دوباره از نزديك ببينيش باز همون بچه ي زر زروی كوچولوئه كه يكم صكثي شده، يكم رو اومده... ولي خوب هنوزم زر زروئه...هنوزم بايد آرزو كني كه يا اون خفه شه يا ببخشيد شما كر.

مهسا گفت...

مهدی خان
از این میترسم که وقتی ببینمش بفهمم که اون بزرگ شده و به طبعش منم پیر شدم !!!!