۱۳۸۹ فروردین ۴, چهارشنبه

سال تحویل سه نفری !




کلی کار مانده بود برای روز آخر

از صبح مشغول چیدن سفره هفت سین شده بودم

همان کاری که هرسال با ذوق و شوق فراوان انجام میدادم

اما امسال حوصله اش را نداشتم . دل و دماغ نداشتم از همان موقع

اولین سال تحویل سه نفره مان بود

سال تحویل شد بدون هیچ هیجانی !

همدیگر را بغل کردیم و بوسیدیم به عادت هر سال

تا مدت ها نه تلفنی زنگ زد و نه صدای زنگ دری آمد

تنهایی نشستیم . مثل هر شب در سکوت شام خوردیم و ویکتوریا نگاه کردیم

هیچ فرقی با شب های دیگر نداشت بر خلاف هر سالمان

امسال را با تنهایی شروع کردیم و ادامه دادیم

برای من که سال با خوبی آغاز نشد

امیدوارم ادامه اش مثل این چند روزش نباشد

هنوز هم امیدوارم به گشایش در رحمت در سال جدید

۲۹ نظر:

کرگدن گفت...

ایشالله که الباقی ش قشنگ باشه واس همه مون الهی ...

مهسا گفت...

elahi amin
ta injash ke halemono bad gerefte

حامد گفت...

سال نو مبارک
سال تحویل ما هم سه نفره بود..و فقط یکی دو دقیقه بعد از سال تحویل همه چی مثل شبای قبل پیش رفت..چه میشه کرد؟

دخترآبان گفت...

ایشالله که قشنگ میشه ... لااقل یه ذره به خودمون امید بدیم دیگه ... واس ما هم همینجوری بود عید و سال تحویل ...

golbano گفت...

سلام مهسا
زیاد هم بد شروع نشده در کنار خانواده بودی .
واین بزرگترین موهبت است.
پطرس تنها بود ومن همش گریه کردم و حال ته تغاری را گرفتم.
مسافرت فکر خوبیه. الان تهران خلوته و هواش هم خوبه بیا تهران با هم موزه گردی کنیم.و بیریم کافی شاپ و ولگردی.
در مورد مسافرت و ایکون آدم حسود.
جای پطرس خیلی خالی بود و
همیشه فکر می کنم عید یک عالمه تلاش برای اتفاقی ه که نمی افته.
اینهمه هیجان برای هیچ چی.
رفتن از یک لحظه به لحظه دیگر.
مهسا نبینم که غمگین باشی.

کلاسور گفت...

عید همه همین مدلی از آب در اومده . یواش یواش دارم شک میکنم که نکنه تو این مملکت خبری شده !

کلاسور گفت...

والا بکگراند ما که نوک مدادیه ! بعدشم بکگراند نوشته ها که سفیده . وقتی مشکی میشه واقعا چشمو منفجر می کنه !!
در ضمن اون مورد حذف متولدین 63 هم فقط با نامه ی رسمی سازمان جوانان قابل حذف هست !!!

آلن گفت...

مابقي اش و درياب خواهرم.

ايشالا بقيه اش خوب باشه.

رضا قلی پور گفت...

مهسای عزیز
چرا میگی با تنهایی شروع شد؟!....شما که سه نفر بودید و خدایی که در آن نزدیکی بود....سال زیبایی را برات آرزو می کنم.....شاد باشی .

ناشناس گفت...

سلام
عیدت مبارک
بی زحمت دوباره سر بزن
مهدی پدرام

golbano گفت...

مهسا سلام
عکسی که برات گذاشتم دیدی؟
این هم پست فردا راجع به کانال فارسی وان.
http://naghsh-golbano.blogspot.com/2010/03/1-16-1388-2326.html

کیامهر گفت...

تنهایی اونقدرا هم بد نیست
شاید تلخی این سال به خاطر همون حسیه که گفتی
اینکه سال بدون هیچ اتفاق خاصی تحویل شد
آدم وقتی مقایسه می کنه با سال تحویل های کودکی
می فهمه یه چیزی کمه
امیدورام امسال سال هجوم احساس های قشنگ باشه

papar گفت...

میگن آسمان همه جا یک رنگه.
نشستم پای هفت سین، چشمم به سفره سبز بود ولی دلم پای سفره آبی بود.
3 2 1 . هه هه عیدت مبارک
با دو رفتم طرف تلفن 4 سنتی بهتره ب
یشتر میتونم حرف بزنم
بوق بوق بوق .......*100
الو الو الو .......*100
ساعت 7 شد ها دیر شد باید بریم
الان میام یک بار دیگه (خدایا این بار بگیره دیگه)
بوق بوق بوق .......
الو الو الو .......
بدو دیگه
اومدم اومدم
.....
مدتی که تو جشن ایرانی افغانی به مناسبت نوروز بودم
الان کیان اومد عیدی مامانی و بابایی
خوب حالا کیان میره عیدی مامادر
الان کیان منتظر تلفن منه
وای چرا این مهمونی تموم نمیشه
خوبه 11 شد میتونم برم زنگ بزنم
...
شبتون خوش
نه کجا میرید حلا بیاین یک چایی با هم بخوریم
بابا حالا تازه افتر پارتی داریم
....
شد 2 شب بالاخره رسیدم خونه
تلفن رو بر داشتم دو تا پیغام پ... جان عیدت مبارک ما بیدارم زنگ بزن
آخ جون
الو سلام .....
......................
پر حرفی بیخود کردم ولی ما هااینجا تنهاتریم.

مهسا گفت...

abji joon in joor ke shoma ro daste ma boland shodi be nazaram biya ye weblog bezan

گارسیا گفت...

مهسا جان سال نوت مبارک.البته اس ام اسی که تبریک گفتم .
امیدوارم سال خوبی داشته باشی...این یکی ببره خیالت راحت مثه گاو سرشو نمیندازه پایین...منم بهش چشم امید دارم خفن.

گارسیا گفت...

راستی منم سال نوم تو این مایه ها بود...این کجاش بده...شکر که کنار پدر و مادرت بودی.سر سفره هفت سین تو خونه خودتون و در ارامش.
اصلا مگه چجور باید باشه ؟ توقع چی رو داری از سال نو یا زندگی مهسا؟ بعضی اوقات حس میکنم واقعا متوقعی.

کرگدن گفت...

سلام و عرض ارادت شدید !
یکیو لو بدم ؟!
الان سید عباس اینجا بود ...
حین قلیون کشیدن بسی از شما تعریف کرد !
میگف خیلی دوس دارم مسی رو ببینم بچه باحالیه !
البت به حرفای عباس گامبو اعتباری نیست و زر زیاد میزنه کللن !
اینه که شما خیلی جددی نگیر !!

کلاسور گفت...

آره . حالا فرض کن با پیک هم برفرستن در خونه !!! تحویل در محل !

علی گفت...

مهسا تو یکی از بهتزینا رو داشتی
جرا انقدر بد میبینیش؟
همین که تونستی بابا و مامانو بغل کنی دنیاست...

زری گفت...

برای منم هم خوب نبود...

حمید گفت...

حالا تا قیام قیامت میخوای بشینی که روز اول سالت خوب نبوده!؟...بیخیال بابا!....
همه سفره ها رو جمع کردنا!...نمیخوای آپپدیت کنی!؟

حمید گفت...

"امسال را با تنهایی شروع کردیم و ادامه دادیم"...
قطعا وقتی اینو مینوشتی چیزی که الان تو ذهن منه رو نمیخواستی بگی ولی همین یه جمله برای من چقدر معنی و پشتش چقدر "آه" داشت...
امیدوارم سال خوبی باشه برات...

از روزگار هرگز گفت...

خواندمت، بی حوصله خواندمت، مثل خودت که بی حوصله مینویسی..مثل باد مثل برق..کجار را جستجو میکنی؟ خارج از ذهنت چه چیزی هست؟ هنوز همه را نخواندم...پرسه میزدم در دنیای مجازی..تو را دیدم سال سه نفره اتان مبارک! باز هم تو را میخوانم. فرصت کردی میهمان من باش در "روزگاری" که هرگز نمیخواهم داشته باشی!

رعنا گفت...

وای عجب جیگری این پسرت خدا حفظش کنه

محبوب گفت...

سلام مهسای گلم ! خوبی دوست جون ؟
دلم برات تنگ شده بود مهربون !
امیدوارم سال جدید برات خیلی خیلی خیلی خیلی خوب باشه عزیزم .

محبوب گفت...

برای من هم خیلی خوب شروع نشد امسال . اما من هم به بقیه اش امیدوارم . این حس تنهایی که نوشته بودی چقدر در لحظه سال تحویل همراهم بود . امسال با حس عمیق تنهایی برام شروع شد ...

... گفت...

کوشی ؟ چرا پیدات نی ؟ دلمان تنگید !

غزل خونه گفت...

حالا آخرش چی شد؟ عیدت همینطوری موند یا بهتر شد یا بدتر شد؟
ضمنا خانم باهوش! آدرس میلم توی وبلاگم هست دیگه، نه؟!!!

مهسا گفت...

bad tar shod ke behtar nashe vase hamin chizi naneveshtam