۱۳۸۷ تیر ۲۵, سه‌شنبه

سوسک میشویم

داشتم جواب پیغامی که تو پست قبلی گذاشته بودن رو میدادم رسیدم به قسمتی که چند تا حرف رو نوشته و برای حفظ امنیت هستش که کامنت های الکی نیاد
خلاصه دیدم یه شکلت داره کنارش ، عکس کسی که رو ویلچر نشسته کنجکاو شدم ببینم این چیه
اونو زدم و رفتم تو صفحه های دیگه
یهو دیدم یه صدایی داره میاد ، یه خانمه داره صحبت میکنه
ترسیده بودم
گفتم وای جن اومده تو کامپیوترم
هی سرمو میبردم نزدیک تر که بفهمم این صدا از کجاست ، فکر کردم کسی گوشی تلفنو برداشته ولی تو خونه ی ما کسی به غیر از فارسی با زبان دیگه ای حرف نمیزنه
خلا صه چه دردسرتون بدم که بعد از کلی کشف و کشوفات فهمیدم این صدای مال همون نوشته هست
داشت به زبان های مختلف اون حروف رو برای روشندلان (نابینایان) میخوند در این لحظه بود که دو دستی زدم تو سر خودم که ای بابا ببین دنیا تا کجا پیشرفت کرده . تو این فکرم که اونا تا چه اندازه به فکر رفاه حال شهروندانشون هستن اونوقت ما اینجا روزی 2 ساعت تو اوج گرما بی برقی میکشیم و له له میزنیم از گرما

۲ نظر:

MAN گفت...

منظورت روشندل (نابینا) بود؟

ته تغاری گفت...

بله
با عرض شرمندگیه فراوان
همین الان متوجه شدم
ممنون از توجه شما