۱۳۸۶ مرداد ۶, شنبه

پدر

او هیچوقت به من نگفت چه جوری زندگی کنم..بلکه زندگی کرد و اجازه داد که با نظاره کردن او . زندگی کردن را از او بیاموزم

تولد حضرت علی شاید بهانه ای باشد که از تو بنویسم

اولین معلم زندگیم

ممنونم که به من وجود بخشیدی و راه درست زندگی کردن رو بهم آموختی

ای عزیز ترین

ممنونم که منو با همه ی کمی ها و کاستی ها قبولم داری و هنوزم برات همون مهسا کوچولو هستم

ای بهترین حامی و پشتوانه

ممنونم که در همه لحظات و دقایق در کنارم بودی و هستی و همایتم میکنی

ای اولین مرد برای من

(number one)
ممنونم ازت
برای پدری که تو هستی و برای پدری که در طی این مدت بوده ای

اگه من فرصت انتخاب داشتم

باز تو را به عنوان پدر انتخاب میکردم
منو ببخش
برای دردسرهایی که برات درست کردم و برای فرصت هایی که به خاطر من از دست دادی

تو هیچگاه از ناملایمات زندگی فرار نکردی در عوض به من امید دادی که بتونم. با مشکلاتم روبرو بشم

از تو سپاسگزارم برای پایداری و استقامتت

و برای ایمان و اعتقادی که به من ارزانی داشتی
ممنونم برای تمام عشقی که به من ابراز کردی
و این همون عشقی است که من اکنون دارم به سوی تو روانه میکنم
دوستت دارم

۲ نظر:

ناشناس گفت...

ميدونستي خيلي ماهي ؟

sanaz گفت...

cheghadr hasoodim mishe vaghty mibinam injoory mitooni be pedaret ebraze alaghe koni..man ye khejalate vahshatnaki too vojoodam hast ke nemitoonam be pedaro madaram be rahaty ehsasamo begam
:-( kheili ghose mikhoram....