۱۳۸۸ آبان ۱, جمعه

یک نوشته ی بیات شده !

اول آبان روز آمار و برنامه ریزی
بر تلاش گران عرصه ی آمار 
بر دانشجویان بیچاره ی آمار 
بر فارغ التحصیلان بیکار آمار 
بر استادان بد بخت آمار (چون محبورن یه مشت فرمول که نه به درد دنیات میخوره نه آخرتت به خورد دانشجو بدن )
بر مردمی که اصلا این رشته رو نمیشناسن 
بر اونایی که اصلا نمیدونن این رشته هست 
بر عزیزان مرکز آمار که یه پول قلمبه به این مناسبت میگیرن 
بر برادران زحمت کش که سر کوچه وای میستن آمار دخترای محلو میگیرن 
براکبر آقا ، اصغر آقا 
اون عزیزایی که ته سالن نشستن 

مبارک باد 

درآخراینکه برای من بدبخت ِ فلک زده ی آمار خونده کار سراغ ندارید؟؟ D:

پ.ن : متنی که در بالا خوندید رو پارسال دقیقا برای اول آبان که روز آمار ِ نوشتم ، پارسال امیدوار تر بودم که شاید زندگیم یه تکونی بخوره ، اما دریغ از یه تکون کوچیک  ، همه چیز بدتر و نا امید کننده تر از قبله :(


۲۲ نظر:

ایرن گفت...

خوب بود خدايي!
پس اونايي كه ميگن از اين ستون به اون ستون فرجه زر مي زنن...چون هيچ اتفاقي نمي افته!
تو هم اميد داشته باش!
كار نشد شوهر بشه!

كرگدن گفت...

اصولن چون آمار مردم را گرفتن كار خوبي نيست لذا خدا هم هواي فارغ التحصيلان اين رشته را ندارد !!

كرگدن گفت...

پيشنهاد ايرن ام بد نيستا !!!

golbano گفت...

سلام بامزه بود.
اما شانس آوردیم ها.
پس به مناسبت روز اکار بوده ته تغاری رفته بود تو آمار پطرس
اختمالا دوستش آمار می خوانه

golbano گفت...

بلدی از آن منحنی های ا.ن نقاشی کنی تو تلوزیون نشان داد ها !!!!

مهسا گفت...

ایرن جان :
دروغ میگن اونم از نوع سگی ، یعنی مثل سگ دروغ میگن
ستون کجا بوده ؟
فرجی در کار نیست

کرگدن جان :
تقصیر خدا نیست گویا مقصر بنده های خدا هستن
پیشنهاد بیشرمانه ؟؟؟؟

گلبانو جان :
این ته تغاری شما هم وقت شناسه
نه که ما بازار کارمون خیلی خوب بود این آقا هم پاشو کرد تو کفش ما دیگه گند زد به کل مدرک ما !

دختر آبان گفت...

سلام عرض شد خیلی ...
خواندیم ... از این نقاشیا شما هم بلدید بکشید پس ...

سینا سینوی گفت...

این آمار فلاکت الان چنده؟

حامد گفت...

به بركت دولت جديد مشكلات حل ميشه..نگران نباش :D

حمید گفت...

لعنت خداوند بر هرآنکه بر هوش شما شک کند!...اولین کسی که حدس زد تو بودی و امیدوارم با اول ایمان آوردنگان محشور بشی الهی آمین!

حمید گفت...

ممنون از تعبیر خوابت...کوه ما متاسفانه کاملا سنگی بود پس با توجه به اینکه حال غلبه کردن نداریم بیزحمت فاتحه به اضافه یه صلوات!

حمید گفت...

بگو عزیز...همون داستان درگوشی رو میگم...پس فکر کردی کامنت خصوصی رو خدا برای چه روزایی آفریده!؟...

مانلي گفت...

عزيزم من خودم چون علوم پايه‌اي هستم شرايطت رو درك مي كنم كاملا.ماها كلي درسهاي سخت تو دانشگاه ميخونيم و بعدش با بازار كار نااميد كننده و تحقير كننده اي مواجهه ميشيم كه تحملش سخته.
بهتره بري يه كار حرفه اي ياد بگيري كه بازار كار داره فراخور علاقه ات(گرافيك،برنامه نويسي،حسابداري و ...)

سپیده گفت...

ای بابا من دیدم این متنت تکراریه ها....
غصه نخور مادر به خدا توکل کن....در نا امیدی بسی امیده

گارسیا گفت...

سلام...چه دنیای کوچیکی میبینی مهسا؟ من اینجا هم پیدات کردم.
دوستت دارم...خیلی دوستت دارم،خیلی نازی....
فکر کنم تو هم منو بشناسی...اما گمنامیشو اینجا حفظ کن(چشمک)

گارسیا گفت...

راستی ازبی معرفتیته یا خسیسی؟ که یه اس ام اس هم نمیزنی...

فرزام گفت...

اون مطلب بیضه بند و کلاه ایمنی ات کلی روحمون رو شاد کرد

ستاره گفت...

بیایید رای گیری کارتون ها!!!!!

ستاره گفت...

بیایید رای گیری کارتون ها!!!!!

بوی بارون، قهوه، سیگار گفت...

مهسا جان اتفاقن من به بچه های امار حسودی میکنم که هم رشته جالبی دارن، هم کار همه جا براشان پیدا میشه. تو هر حوزه ای هم میتونند سرک بکشند. از حوزه‌های علوم اجتماعی گرفته تا پزشکی. پس از نظر تنوع موضوع ماری هم جالبه. نه فقط توی ایران تو همه جای دنیا هم میتونی راحت کار کنی. تازه کشورهای دیگه وضع بهتره. خوب این از رشته ات که حداقل از جهت کار پیدا کردن مشکلی نداره. خوب این خیلی عالیه. پس دیگه غمت کجاست؟
بعد میریم در مورد کار پیدا کردن. مهسا جان یعنی میخواهی بگی نشستی که کسی پیدا بشه از وزارتخانه ای، اداره ای جایی بگه بیا خانم اینجا کارمند بشو؟ اگه اینطوره که بگم بهت حیف نیست با رشته آمار بخواهی بری دنبال زندگی کارمندی؟ تو میتونی توی پروژه ها کار کنی. فقط کافیه که مرتبط بشی با مراکز تحقیقاتی. البته اولش سخته. اما خوب طبیعیه که سخت باشه اولش. اما بعد به سرعت پله های ترقی را طی میکنی. انوقته که عاشق رشته ات میشی.
من که الان ایران نیستم. اگر بودم حتمن خودم بهت کمک میکردم. اما اگر راهنمایی خواستی بهم بگو تا با هم یک همفکری کنیم.

(وای چقدر طولانی شد. شرمنده.)

مهسا گفت...

اولا شرمنده ام که کامنتت مدت طولانی ای در ممیزی مانده بود .
آمار علم جالبیه اما حقیقتش نه تو ایران ، انقدر این علم مهجور مونده که خیلی ها به من میگن خوب آمار خوندی یعنی حسابداری میکنی ؟ !!!
تو دانشگاه هم که بودیم با کمبود استاد روبرو بودیم ، یه استاد درست و حسابی نداشتیم .
از کار عملی که هیچ خبری نبود ، اگه دانشجوی خیلی فعالی بودی خودت باید میرفتی چند تا نرم افزار کار میکردی وگرنه به خدا قسم من تو دانشگاه حتی 1 ساعت باspss کار نکردم یعنی اصلا کسی بهمون یاد نداد ، منم که به طبع جزء دانشجوهای فعال نبودم .
الان هرجا میرم دنبال کار تا میگم آمار خوندم هاج و واج نگام میکنن و به راحتی میگن نه !

مهسا گفت...

کار تحقیقاتی خودم هم دوست دارم اما از اونجایی که دستم پر نیست و تو دانشگاه اصلا کار نکردیم . الان میترسم که کار کنم
میترسم به جایی بر بخورم که جوابش رو ندونم.
اینجا رو هم که میشناسی همه چیز بر اساس روابطه نه ضوابط . برای همین ما استادامون خودشو له له میزدن که یه پروژه بدن بهشون
خلاصه که نمیخوام بیخودی بهونه بیارم
دلیل اصلیش اینه که اعتماد به نفس ندارم و دلیل دیگش هم شاید تنبلی باشه
اما اگه شما راهی میدونی صمیمانه استقبال میکنم و خوشحال میشم که بهم بگی
ضمنا از اینکه کلبه ی محقر منو روشن کردی خیلی خوشحالم