۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

بچه داری!

1 . من عاشق شدم ، عاشق این بچه ی فسقلی ِ شیرین که شب ها بدون او خوابم نمیبره و با 1 ساعت ندیدنش دچار دلتنگی شدید میشم

2 . من این روزها مثل سگ میترسم ، میترسم از اینکه یه بلایی سر این بچه بیارم یا بیاد و کاری نتونم بکنم ، وقتی خوابیده مرتب نفس هاشو چک میکنم

3 . من این روزها (مثل هرسال) افسردگی (سندروم پاییزیسم ) میگیرم . با جابه جا شدن ساعت ها و تاریکی زودهنگام هوا مشکل دارم ،غم دنیا میریزه تو دلم وقتی هوا اینطوری تاریک میشه .

4 . باز هم اول مهر شد و بچه های بیچاره باید برن مدرسه ، با اینکه 7 ساله که از مدرسه دورم ولی هنوز حال و هوای اول مهر رو دارم و وقتی 1 مهر میشه کلی غصم میشه که مدرسه ها باز شدن .
5. خدایا حکمتت را شکر ، قضیه ی این پوست اضافی و ختنه دیگه چیه ؟ میخواستی مرد ها رو ادب کنی ؟ اینجوری که پدر و مادر و جد و آبادشون رو ادب میکنی ! آخه شما راضی هستی ما واسه یه "ش و م ب و ل" بریده کلی اشک بریزیم ؟


۲۳ نظر:

کرگدن گفت...

چرا ؟!
این پاییز کولاک ...
این زود تاریک شدن عالی ...
دلتون میاد ؟!!
خیلی محشره که ...

مهسا گفت...

کرگدن جان چه کنم ؟ حس ِ دیگه کاریش نمیشه کرد
همیشه اینطوری بودم
شب های طولانی رو دوست ندارم

بی تا گفت...

ای بابا... دس روو دلم نذار...

golbano گفت...

سلام مهسای عزیزم.
اوه اوه می بینم که
نترس این ریز قلی هم مثل خودت بزرگ می شود دانشگاه می رود.و از خواهر زاده اش پذیرایی می کند و عاشق خاله اش می شود.
تو هم به همین کوچکی و عزیزی بودی یادت که نمی اید.
زیاد بهش زنگ نزن حالا که عاشقش شدی روش زیاد می شه. جالا اسمش چیه این که عکشس را هم ندیدیم.
نقش و نگار

خلاف جهت عقربه های ساعت گفت...

ای جان

takhtesiyah گفت...

عجب گیری دادی به مردا!!!! بابا جون کسی نمی خواد کسی رو ادب کنه!!!! ماجرا کلا چیز دیگه ایه
ای بابا!!!



:)

مهسا گفت...

چی شده بیتا جون ؟

گلبانو جان : میدونم که روش زیاد میشه ها مخصوصن که پسره اما مگه میتونم نرم پیشش؟ اسمش کیان ِ .

مهسا گفت...

تخته سیاه خان :
من به مردا گیر ندادم تو حکمت کار خدا موندم که وقتی همه چیز رو کامل آفریده این یه تیکه پوست واسه چیه؟

بی تا گفت...

آره این کلیپهای جدید انیمیشنیش که حرف نداره ... ما روی صحبتمون به بچه هایی بود که فقط پینک فلوید و موزیکش رو موسیقی می دونن!!

بی تا گفت...

خوبی؟؟؟؟

رعنا گفت...

اصلن ناراحت شومبولش نباش خوب میشه و در آینده حساب خیلی ها رو باهاش میرسه وکلی هم صفا میکنه

سپیده گفت...

به به چشمت روشن ننه خاله شدی.......
عالمی داره خالگی.....
مبارکه قدمش مادر...
اما برا ختنه اش لازم نبود این قدر اشک بریزی ها...
ان شا الله بچه خودت ننه :دی

ناشناس گفت...

واقعا دزد و بد بختی متاسفم برات بیچاره دزد

ناشناس گفت...

جرا به همه نمیگی یه دزدی و اون پستی که نوشتی کوچیک خونه مال خودت نیست و دزدیه چون من دقیقا عین نوشته هارو تو وب لاگ فانا خوندم اینم ادرس فانا واسه اثبات حرفم تا همه پست دزد رو بشناسندhttp://fanna.blogfa.com/

رعنا گفت...

باور کن نداشتنش یه درده

فرزام گفت...

قدم نورسیده مبارک. منم از زود تاریک شدن بیزارم. اصلا هم نمی فهمم چیش از نظر این یونیکورن فیلپیکر محشره! آدرس را هم که گفتیم بابا. مشکلاتی دات کام دیگه!
moshkelati.com

غزل خونه گفت...

سلام
شرمنده ما کمی دیر اومدیم.
خدا حفظش کنه براتون. ولی ما نفهمیدیم چه نسبتی با شما داره؟

بابا لنگ دراز گفت...

یک خنده بچه به دنیا می ارزه
بی خیال بقیش

نگار گفت...

سلام

مهسا جان من اصلا همچين پستي نداشتم و نميدونم اين آقا راجع به چي صحبت ميكنه !
اصلا هيچ كدوم از دوستاي من ازدواج نكردن كه بخوان بچه داشته باشن !!!

از آشناييت خوشحالم :)
اين روزا سرم شلوغه ، هر وقت سرم خلوت شد حتما ميام و نوشته هاتو ميخونم

موفق باشي :)

golbano گفت...

سلام مهسا
چرا که نه عزیزم
می دانی که چقدر برام عزیزی
بنویس
nazibokaei@gmail.com

ناشناس گفت...

سبزهای ایران در نیویورک گل کاشتند http://safaram.blogfa.com

ناشناس گفت...

من اشکانم شاید آره من اشتباه کردم و تو وب لاگ فانا این پوستو نخوندم شاید یه وب لاگ از پیوند های فانا رو باز کردم و خوندم بخاطر همین فانا تو ذهنم مونده.ببین خانم من کارم وب گردیه و 4 تا وب لاگ دارم روزو شب تو این وبلاگستان میچرخم و هنوزم سر حرفم هستم تو ام جوب میدونی چی میگم و خوب میدونی بیخودی داری سفت زنی میکنی که ضایع نشی من 10000% این پستی که تو از یه جایی دزدیدی یه جای دیگه خوندم پست کوچیک خونه فقط و فقط تنها فرقی که داشت اون نوشته بود دوستم سی سی و دوستشو سی سی معرفی کرده بود بهر عال لازم نیست اینقدر بسوزی فقط دیگه سعی کن دزدی نکنی من دیگه تو وبت نمیام چون پست دزدا و از کسی که یه نوشترو از جایی میدزده و واسه وبش میزاره تا بقیه واسش نظر بدن حالم بهم میخوره بدرود

مهسا گفت...

ببین آقا اشکان تا الان جوابتو ندادم چون برام اهمیت نداشتی و همینطور هم که میبینی حزعبلاتت رو پاک نکردم که توهم نزنی که یه وقت راست میگی
اینکه شما بیکار و بی آری و روز و شب وبگردی میکنی به من ربطی نداره و اینکه شاید یه نوشته مشابه نوشته ی من خوندی هم غیر ممکن نیست شاید واقعا کسی در وضعیت مشابهی با من قرار داشته باشه و من اینو نهی نمیکنم
از اینکه دیگه اینجا نمیای خوشحالم چون به قول معروف : چیزی از ماه بودن ما کم نمیشود