۱۳۸۸ تیر ۲۳, سه‌شنبه

باز هم دیر شد

رای داده بود
بعد از 30 سال
به امید تغییر
نه برای خودش
برای من و تو
و برای سرزمینش
اما ...
رایش را دزدیدند
فرصت محدود بود
نشد که بماند و پیروزی را ببیند
قطعه ی 257 خانه ی ابدیش شد
تا همسایه ی ندا و سهراب باشد
روحش شاد


حرف های ما هنوز نا تمام
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آن که با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
ای....
ای دریغ و حسرت همیگشی
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود

۷ نظر:

HAMID گفت...

saee mekonam, chizi benevesam,ama geryeh amanam nemidahad, Mahsa jan SABZ bashi

ناشناس گفت...

خدا رو شکر واسه زر زرایی که کردی فامیلات دارن میمیرن
ایشالله همشون دونه دونه جلو چشت بمیرن که دیگه زر و زر نکنی . شاید به راه راست هدایت بشی

Y.H گفت...

nashenas....behet chi begam akhe, Khoda ham az dast e shoma Ajeze, shoma Khoda ra ham morede soo e estfeadeh garar medid, bisharafi bish nisti, hamin, beya yahoo karet daram, ID man---> Modern_times2005 ast, beya doost daram 1 hal e doroost hesabi behet bedam

HAMID az Wien گفت...

nashenas, az to kamtaram age dahenetoo...Adress bede Adress medam, na? IP bede

مهسا گفت...

به ناشناس
کسی که جرات نوشتن اسمش رو هم نداره چه حرفا میزنه
به تو حیوون هم نمیتونم بگم
چون حیوون عاطفه داره و برای کسی آرزوی مرگ نمیکنه
از شما ها بیشتر از این انتظار نمیره

سپیده گفت...

سلام
واقعا تسلیت میگم از ته دل ....
دیگه نمی دونم چی باید بگم
راستی آمارم هم از بانک مرکزی نبودا!!!

فرزام گفت...

مهسا جان! جواب این ناشناسها رو نده عزیزم. ننگی که یه روز از اونچه که بودن حس خواهند کرد واسشون بسه