۱۳۸۷ مهر ۱, دوشنبه

ماه مشق


امسال بعد از 17-18 سال اولین مهر ماهیه که من دیگه درس ندارم و به قولی محصل نیستم
امسال مامان و بابا بعد از 33 سال از محصل داری فارق شدن ،دقیقا از سال 54 تا حالا
احساسات ضد و نقیضی دارم
از طرفی خوشحالم از طرفی ناراحتم
خوشحالم چون همیشه شروع کردن برای من کار سختی بوده مثل شروع مدرسه و دانشگاه
از طرفی ناراحتم چون بیکارم و بی آر
سال هاست که به این سال و ماه فکر میکنم
زمانی که نوجوان بودم هر بار که خودم رو در این سن تجسم میکردم ، زنی رو میدیدم که ازدواج کرده ، یک زندگی مرفه داره و در سمت مدیریت فعالیت میکنه
و امروز دخترکی مجرد هستم که بیکاره و آرزوی مدیریت داره
همه ی این حرف ها رو زدم که بگم اومدن پاییز و ماه مشق و املا مبارک
-----
پ.ن 1 : پاییز آمدنش را با خشک کردن پوستمان و دلگیری عصرهایش به من نشان داد
پ.ن2: هيئت دولت اعلام کرد ماه رمضان نود روز مي باشد که 60 روز آن يارانه دولت به مردم بوده و شما فقط سي روز آن را روزه مي گيريد

۴ نظر:

ویولت گفت...

پی نوشت 2 چه باحال بود:))

سپیده گفت...

سلام مهسا جون
ننه 24 ساله ات که بیشتر نیست
هنوز کلی وقت داری زندگی کن ننه لذتشو ببر
پاییزت هم مبارک

ته تغاری گفت...

سپیده جان نا امید نیستم
تصوراتی که از خودم داشتم رو نوشتم و اینکه در اون سنین آدم چه قدر بلند پروازه و راه به نظرش سبز و طولانیه

فرزام گفت...

واقعا خوش به حال اونا که تو بچگی جا موندن ... فارغ التحصیلی مبارک