۱۳۸۹ اردیبهشت ۹, پنجشنبه
۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سهشنبه
۱۳۸۹ فروردین ۲۴, سهشنبه
اگه من یه پسر بودم ؟؟؟؟
۱- هر روز سر ظهر که بابام میخوابید سوییچ ماشینشو میدزدیدم و میفتادم تو خیابونا پی دختر بازی
۲ - روزی یه پاکت سیگار دود میکردم . مث خر عرق سگی میخوردم و عربده میکشیدم
۳- شبا دیر میومدم خونه
۴- قبض تلفنام بالای ۲۰۰ . ۳۰۰ تومن میومد و ۵ تا خط اعتباری هم داشتم واسه مواقع لازم
۵ - ۷ تا دوست دختر رنگ و وارنگ داشتم و به همشونم قول ازدواج میدادم
۶- مث ریگ پول خرج میکردم
۷- تو خیابون موقع رانندگی با همه ی راننده ها دعوا میکردم و هرشب بابام باید از یه کلانتری پیدام میکرد
۸- درس نمیخوندم و دانشگاه نمیرفتم
۹-هفته ای یه تصادف اساسی میکردم که خرجش بالای ۱ میلیون باشه
۱۰- اگه هیچ کدوم از کارای بالا رو نمیکردم حتما معتاد میشدم !!
خلاصه کاری میکردم که بابام روزی هزار بار بگه کاش به جای این پسره یه دختر کور داشتم !!!
هرکی دوست داره از طرف من به این بازی دعوته
۱۳۸۹ فروردین ۴, چهارشنبه
سال تحویل سه نفری !
کلی کار مانده بود برای روز آخر
از صبح مشغول چیدن سفره هفت سین شده بودم
همان کاری که هرسال با ذوق و شوق فراوان انجام میدادم
اما امسال حوصله اش را نداشتم . دل و دماغ نداشتم از همان موقع
اولین سال تحویل سه نفره مان بود
سال تحویل شد بدون هیچ هیجانی !
همدیگر را بغل کردیم و بوسیدیم به عادت هر سال
تا مدت ها نه تلفنی زنگ زد و نه صدای زنگ دری آمد
تنهایی نشستیم . مثل هر شب در سکوت شام خوردیم و ویکتوریا نگاه کردیم
هیچ فرقی با شب های دیگر نداشت بر خلاف هر سالمان
امسال را با تنهایی شروع کردیم و ادامه دادیم
برای من که سال با خوبی آغاز نشد
امیدوارم ادامه اش مثل این چند روزش نباشد
هنوز هم امیدوارم به گشایش در رحمت در سال جدید
۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه
۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه
بابا
بنویسم که تنها تکیه گاهمی
که عاشقانه میپرستمت
که میدانم تو هم عاشقمی
میخواستم از بزرگواری هایت بنویسم
از تحمل و صبرت
از حمایت بی دریغت
از دست و دل بازیت
از روح بزرگت
بنویسم که چقدر میتوانی خوب باشی و در عین حال بد
از 25 سال محبت و آموزشت در هر زمان و هر مکان
میخواستم برایت همه ی اینها را بنویسم که دعوایمان شد !!!!!!
گمان نمیکنم توی این دنیا هرگز پدر و دختری این اندازه عاشق هم بوده باشند و این اندازه مخالف هم
حتی اگر روزی 1000 بار هم با هم دعوا کنیم باز هم برای من همان تنها مذکر دوست داشتنی روی کره زمین هستی .
پ . ن : فقط یک مذکر به مهربانی بابای آدم پیدا میشود که شب عید سورپرایزتان کند و یک لپ تاپ برایتان بخرد
پ . ن 2 : کرگدن ِ عزیز توی وبلاگش مراسم بهترین وبلاگ سال را راه انداخته اگر دوست دارید بروید اینجا و رای بدهید به وبلاگ مورد نظرتان
۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه
مولتی ویتامین
دل تنگی فریاد میکند ،
حسرت همه ی نداشته هایم را میخورم ،
تنهایی بیشتر از همیشه آزارم میدهد ،
میشوم نیازمند ترین آدم دنیا.
این وقت هاست که به خودم نهیب میزنم :
هی دختر
چیزیت نیست
کم نیاری یه وقت
ویتامین بدنت کم شده
مولتی ویتامینم را قورت میدهم و لبخند میزنم
نمیدانم این ویتامین ها و تلقین ها تا کی جواب میدهد !!
۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه
قربون بازی !
الهی قربون کرگدن وبانو نقش ونگار بشم که منو به این بازی دعوت کردن
الهی قربون شما خواننده های فخیم این وبلاگ هم برم که اراجیف منو تحمل میکنید
از اونجایی که اگه قرار باشه من قربون صدقه برم میدونین که من یه عشق دارم اونم پسرک ِ برای همین خیلی مصدع اوقات گرامیتون نمیشم
الهی قربون اون چشمای نازت بشم من
الهی قربون اون فهم و شعورت بشم
الهی قربونت بشم که اونروز که تو ماشین داد زدم تا چند دقیقه همینجوری نگام میکردی و بهم نمیخندیدی
(حذف شد )
الهی فدای این همه نجابتت بشم
جیگر منی تو *:
امضا: یک خاله ی واله و شیفته